على غضنفرى
119
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
ابو طالب « مكه » از شهرهاى مهم دينى و اقتصادى محسوب مىشده است ؛ و به همين جهت ، از نظر سياسى نيز از شهرهاى مهم نزد عرب به شمار مىرفت . اين شهر ، از سويى بهواسطه خانهى كعبه ، شأن مهم عبادى يافته بود و از سوى ديگر كه بى ارتباط با همين نيست ، ميل مردم از نظر عبادى به اين شهر ، آن را كانون و شاهراه اصلى تجارت ساخته بود . اين دو موجب شده بود رهبرى شهر نيز حساسيت خاصى داشته باشد و از نظر سياسى نيز شهرى مهم تلقى شود . در آغاز بناى اين شهر ، اسماعيل و سپس فرزند وى بر آن حاكم بودند ، پس از « نبت » فرزند اسماعيل ، قبيلهى جرهم كه دايىهاى وى محسوب مىشدند و از آغاز پيدايش آب زمزم در آنجا ساكن شده بودند ، رهبرى شهر را به دست گرفتند . بعدها قبيلهى خزاعه ، از ضعف جرهميان استفاده كرده و آنان را بيرون راندند و خود رياست شهر را به دست گرفتند . آنان بتپرستى را در « مكه » ترويج كردند و آيين ابراهيم عليه السّلام را منحرف نمودند . مدتها به همين صورت سپرى شد تا « قصى بن كلاب » از نوادگان ابراهيم عليه السّلام با بيدار كردن قريشيان ، خزاعىها را بيرون نمود و آنان رياست پيشين خود را بازپس گرفتند . وى دستور داد كه طوايف مختلف قريش ، اطراف كعبه خانه بسازند ؛ امروزه آثار برخى از در اين خانهها بهنام باب بنى شيبه ، بنى سهم ، بنى مخزوم ، بنى جمح و . . . مانده است . هم او براى مشاوره با قبايل ، دارالندوة را تشكيل داد و بنايى در اطراف كعبه براى آن به پا نمود . اينها باعث شده بود كه به وى لقب الجامع للقريش دهند . پس از قصى ، دو فرزندش عبد الدار و عبد مناف عهدهدار منصب پدر بودند . پس از آن دو ، فرزندانشان كه عبارت است از :